خودنویسی هابلوگل

بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


ثانیه هایی که دیگر رمق گذشتن ندارند

:: ثانیه هایی که دیگر رمق گذشتن ندارند

 گاهی

 وسط گریه هام؛

 میشینم رو به روی خودم،

 تو چشام زل میزنم

 و

 میپرسم:

 واقعا ارزش گریه کردن داره این مسئله؟؟؟


 یه کسی تو وجودم جواب میده:

 مگه چاره ای جز گریه داری؟؟؟


 + یه زیارت نیابتی عیدی شما دوستان

 +عیدتون مبارک و التماس دعا

منبع : خودنویسی ها |ثانیه هایی که دیگر رمق گذشتن ندارند
برچسب ها :

نشدم لایق دیدار! بهم ریخته ام...

:: نشدم لایق دیدار! بهم ریخته ام...

 امروز

 نم نم

 می ریختم

 به پای درخت خاطراتت...


 امروز 

 هزار بار

 لعنت فرستادم

 به این

 'نفس خبیث' ...


 امروز

 دلم

 خیلی برای تو تنگ بود...

 میخواستم

 هر زائرت را

 سال ها 

 در آغوش بفشارم...


 + و تو معنای لحظه لحظه زندگی ام

 اگر شوق هم نفس بودنت نبود،

 امروز جهان را ترک کرده بودم 

 از این فراق...

 (مخاطب خاص)

منبع : خودنویسی ها |نشدم لایق دیدار! بهم ریخته ام...
برچسب ها :  امروز

قرن ها از پی هم می گذرند...

:: قرن ها از پی هم می گذرند...

 بیست و چهار سال پیش،

 پنج شب پیش،

 متولد شدم....


 شاید

خداوند انتظار دیگری از من داشت...


 نمی دانم

 این یک چهارم قرن از عمرم چرا انقدر زود گذشت....


 فقط 


 می دانم 

 برای یک چهارم دیگر،

 باید

 از نو بسازم....

 باید

 پرواز کنم...

 باید

 شهید شوم....


 شهید...

منبع : خودنویسی ها |قرن ها از پی هم می گذرند...
برچسب ها :  باید

مخاطب بی نهایت خاصِ من

:: مخاطب بی نهایت خاصِ من

 یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 

 

 حس خووووووووووووووووووب....


 مثه

 تولد خودنویسی ها...

 

 مثه

 میلاد امام رضا...


 مثه

 بودن تو....





 + هر سال تولد امام رضا ع ،

 بوی گریه های نوزادی به اسم خودنویسی ها رو میده...

 چقد خوشبخته کسی که 

 همه چیزش گره میخوره به امام رئوفش و باب الجوادش....


 +عیدتون مبارک...

منبع : خودنویسی ها |مخاطب بی نهایت خاصِ من
برچسب ها : امام , مثه

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست...

:: آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست...

 یک وقت هایی هم هست

 که دلت نمی خواهد 

 حرف بزنی...

 که نمیتوانی 

 لب بچرخانی به شکایت...

 که شاید موجودی در درونت

 با تمام وجود کلماتت را می بلعد...

 می نشینی آرام و ساکت

 گوش میکنی طعنه ها را

 می بلعی بغض ها را

 می گزاری دلش را خالی کند

 و

 فقط فکر می کتی...

 فکر هایی که

 هیچ گاه 

 نباید 

 به سراغ مخلیه ات بیایند...

 

منبع : خودنویسی ها |آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست...
برچسب ها :

از آن فال فروش های جهانگرد

:: از آن فال فروش های جهانگرد

 دخترک دوره گرد دلم

 راه می رود

 راه می رود

 راه می رود

 اسپند می چرخاند

 و

 سر هر سرخ رگ و سیاه رگ 

 که می رسد

 و

 سر هر کوچه خاطرات

 که می رسد

 لبخند زنان می گوید

 صلوات بفرستید

 مسافر دارم در راه...

 الهی عمر از سلول بودنتون ببرید

 یه صلوات...

 الهی مسافراتون زود برسن

 صوات بفرستید

 مسافر دارم در راه....

منبع : خودنویسی ها |از آن فال فروش های جهانگرد
برچسب ها :  راه , مسافر دارم ,بفرستید  مسافر

پاک باخته خراب کار می شود...

:: پاک باخته خراب کار می شود...

 در یکی از شب های خدا

 بعد هیئت

 به همراه همسر جان

 برای تهیه بلیط

 روانه فرودگاه گشتندی...

 به در فرودگاه رسیدندی...

 هر چه به اطراف نگاه کردندی؛

 در بازرسی خواهران 

 هیچ کس را نیافتندندی...

 کیف را بر ریل گردون گزاشتندندی

 اما

 ریل راه نیفتندندی...

 ناگاه دکمه قرمز روی دستگاه ریل گردون را دیدندی

 و

 جرقه ای در ذهنمان زدندی...

 دست را به سمت دکمه بردندی

 و

 آن را زدندی...

 یکهو صدای مهیبی در محیط پیچیدندی 

 و

 بعد آن برادران پلیس گفتندی

 عه عه 

 خانوما دستگاهو کلا خاموش کرد:///

 به سمت من دویدندی

 و آقای شوهر از پشت شیشه ها در حال خندیدن بودندی

 ما هم به روی خود نیاوردندیم 

 و

 فرموده بودندیم:

 وقتی کسی نبود چکار میکردیم؟؟؟


 نیم ساعت منتظر ماندندیم تا دستگاه به کار افتادندی 

 و ما مشغول به امور شدندیم....


 حواستان باشد به هر دکمه ای دست نزنید...

 نقطه

 پایان



+زن است دیگر

 در اوج دلتنگی از طنز های زندگی اش را می نویسد.

 تکرار میکنم

 زن بودن سخت است...

منبع : خودنویسی ها |پاک باخته خراب کار می شود...
برچسب ها : دکمه

21 بار زمین می میرد تا که با عشق تو احیا بشود...

:: 21 بار زمین می میرد تا که با عشق تو احیا بشود...

 و ما ادراک لیله القدر؟؟؟؟

 آری 

 من نمی دانم شب قدر چیست...

 فقط آن قدری بی تاب قدر شده ام

 که

 دوست دارم ابن ملجم خودم باشم

 سینه ام را بشکافم 

 و

 تا خود خود خود نجف بدوم 

 و قلبم را تقدیدمتان کنم....


 این روح هر چه قدر هم بی لیاقت باشد؛

 حب علی دارد...

 خدایا 

 نمی خری اش؟؟؟؟

منبع : خودنویسی ها |21 بار زمین می میرد تا که با عشق تو احیا بشود...
برچسب ها :

امضای این سند پای توست...

:: امضای این سند پای توست...

 صدای مداحی را

 بلند می کنم...


 خیال می کنم،

 سبک نوشتنم را

 فراموش کرده ام...

 

 غرق می شوم

 در خاطرات...


 گاهی،

 بعضی شان،

 مثل خنجر،

 فرو می رود در روحم...


 فقط

 به یک چیز فکر میکنم،

 تو بخواهی،

 دنیا هم نخواهد،

 رقم می خورد...

منبع : خودنویسی ها |امضای این سند پای توست...
برچسب ها :

کلاس اولی از جنس طلبگی...

:: کلاس اولی از جنس طلبگی...

 امروز

 در این روز مقدس،

 کلاس اول ی شدم...


 امروز 

 شدم،

 دانش آموز مکتب مولا جانم...


 امروز 

                     طلبه                  

                                                    شدم...



 الهی 

 بحق حضرت بابا جانم،

 طلبه ای باشم 

 که

 طالب م شوند،

 خودشان.... 



 + تا اطلاع ثانوی ارشد را موکول کردم 

 به سال های بعد از طلبگی...

منبع : خودنویسی ها |کلاس اولی از جنس طلبگی...
برچسب ها :

که حیدری دگر خطبه می خواند...

:: که حیدری دگر خطبه می خواند...

 بی بی جان

 بد جور دلم هوایتان را کرده است...


 هوای روضه ی اسیری....

 هوای چشمان پر عزت مثله حضرت بابایتان...

 

 بی بی جان 

 سرم را روی پاهایتان میگیرید؟؟؟


 دختر علی 

 یتیم نوازی میکنید؟؟؟؟ 


 بدجور هوای گریه دارم...

 

 توبه کرده ام عقیله ی بنی هاشم

 توبه ی نصوح...

منبع : خودنویسی ها |که حیدری دگر خطبه می خواند...
برچسب ها :

این من نی م که نیم من در تو جا مانده...

:: این من نی م که نیم من در تو جا مانده...

 زن بودن سخت است

 درست وقتی 

 میخواهی

 بگویی 

 حتی این یک هفته را

 تاب نداری...

 وقتی

 میخواهی

 فریاد بزنی

 گریه کنی

 بی تابی کنی

 اما

 لبخند میزنی 

 و

 می گویی 

 می گذرد به امید خدا...


 زن بودن سخت است

 حتی 

 حالا که می دانی 

 در کنار مهربان مادرش هست 

 نه سوریه

 نه یمن 

 نه...

منبع : خودنویسی ها |این من نی م که نیم من در تو جا مانده...
برچسب ها :

درد ها و بی درد ها

:: درد ها و بی درد ها

صندلی های شان را

 محکم چسبیده اند...

چکار دارند 

که

در صنعا چه میگذرد!!!!

قطیف

 چه حالی دارد!!!!

در بحرین و سوریه و عراق چقدر بمب ریخته می شود!!!!


این ها هیچ کدام مهم نیست....

مهم

این است که خون مردم فرانسه رنگین تر است....


لعنت بر آل سقوط

بر وهابی های ملعون

لعنت بر آمریکا

بر اسرائیل نحس نجس


لعنت بر حقوق بشری که 

نمر را ندیده میگیرد

و

فرانسه را بت میکند.. .

منبع : خودنویسی ها |درد ها و بی درد ها
برچسب ها : لعنت

^_^

:: ^_^

منبع : خودنویسی ها |^_^
برچسب ها :

که بی تو تمام چاه ها خشکیده اند...

:: که بی تو تمام چاه ها خشکیده اند...

 انگار

 چیزی مرا دل تنگ تو می کند...

 هر چه هست از چشمان عباس می آید...

 تا یاد کهف العباس می کنم؛

 انگار کسی در گوشم نجوا می کند:

 حیدر

 حیدر

 حیدر...

 و

 این نجوا شور می گیرد...

 مستم می کند

 و

 قطره قطره از چشمانم می بارد...


 +به یاد اربعین بی خواب شده ام...

منبع : خودنویسی ها |که بی تو تمام چاه ها خشکیده اند...
برچسب ها :  حیدر , حیدر  حیدر

تو را امانت داده ام به حضرت بابا...

:: تو را امانت داده ام به حضرت بابا...

 حال این روز هایم؛

 دست و پا زدنی 

 بیهوده است...


 اگر

 بنا باشد، 

 روزی کنار من نباشی؛

 هر کار هم کنم نخواهی بود...


 +

 گر نگه دار من آن است که من می دانم

 شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد


 +

 یک بغض میان نفس هایم جای گرفته است...

 التماس دعا

منبع : خودنویسی ها |تو را امانت داده ام به حضرت بابا...
برچسب ها :

یک عدد پاک باخته با مویرگ سیدی

:: یک عدد پاک باخته با مویرگ سیدی

 عیدی مخصوص 


                       عید شما مبارک(کلیک بفرمایید)



                      سادات که میوه های باغ فدکند

                     زیبا و قشنگ و خوشگل و بانمکند

                    هستند ستــاره سمـاوات عــلـــی

                   هـرچند زیــادند ولــی بـاز تکـــنـد                  


 +الهی شب های نجف نصیبتون

 +التماس دعا 

 +یک هشتمم سیده


منبع : خودنویسی ها |یک عدد پاک باخته با مویرگ سیدی
برچسب ها :

شاید بلد نباشم ش مثله تمام شهر ... دل سنگی و دوگانگی با خویش خوش تر است

:: شاید بلد نباشم ش مثله تمام شهر ... دل سنگی و دوگانگی با خویش خوش تر است

 نمی دانم چرا؛

 اما

 دارم فکر می کنم...

 شاید راست می گوید...

 شاید من اشتباه می کنم...


 خدایاااااا 

 مگر خودت نگفتی...

 چرا بنده هایت جوری رفتار می کنند که 

 آدم به خودش شک می کند...


 شاید هم من اشتباه می کنم...

 زیادی راست بودن خوب نیست...

 زیادی دل رحم بودن خوب نیست...

 شاید...


 +دیروز گلزار و امام زاده نائب الزیاره و دعاگو بودم...

 +چشم هایم گویا حال گریه دارند...

منبع : خودنویسی ها |شاید بلد نباشم ش مثله تمام شهر ... دل سنگی و دوگانگی با خویش خوش تر است
برچسب ها :  شاید

یک + یک(2)

:: یک + یک(2)

 روز های سختی ست...

 تلخ است...

 هر لحظه منتظر یک خبر جدیدم...

 گاهی خبر ها خوب است

 گاهی ...


 حتی

 نمیتوانم حدس بزنم 

 چه اتفاقی در راه است...


 افسار زندگی 

 حسابی از دستم در رفته است...


 امروز 

 به گلزار شهدا پناه بردم

 کنار ضریح امام زاده زار زار گریه کردم...

 

 هوایم عجیب طوفانی ست...

 دعا...

 دعاااا...

 دعاااااااا...


 +از صبح تا حالا جز یه شکلات چیزی نتونستم بخورم.

 +فعلا فقط خون دل میخورم...

 +دخیلک یا الله..

 +11 مهر 94 ساعت 12 :)

 +11 مهر 94 ساعت 19 :)))))))))

 +12 مهر 94 ساعت 14 :""""(

منبع : خودنویسی ها |یک + یک(2)
برچسب ها : ساعت

یک + یک (4)

:: یک + یک (4)

 الحمدلله رب العالمین...

 الحمدلله رب العالمین...

 الحمدلله رب العالمین...

 الحمدلله رب العالمین...


 خدایا 

 هزاران بار شکرت...


 خدای ح س ی ن ....

 خدای من...

 خدای تو...

 خدای ما...


 خدایا

 از اعماق وجودم دوستت دارم...


 

 + امشب را دوست دارم...

 امشب هفت و چهل پنج دقیقه ی شب...

 امشب بیستم مهر هزار و سیصد و نود و چهار...

 امشب زیبا باشد الهی...

منبع : خودنویسی ها |یک + یک (4)
برچسب ها :  خدای ,العالمین , الحمدلله , امشب ,العالمین  الحمدلله

یک + یک (3)

:: یک + یک (3)

 سنگلاخ های این راه

 یک به یک رخ می نمایند...


 شده ام

 باز پرس پرونده ای

 که

 یک طرفش دل است

 و

 یک طرف عقل...


 شاید هم

 وکیل مدافع 

 یک متهم به قتل 

 که هیچ مدرکی برای اثبات بی گناهی اش ندارم...


 +ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲

 پیچش دو کلاس

 یک تماس دو ساعته

 سیزدهم مهر ماه هزار و سیصد و نود و چهار


 +گاهی بعضی لطف های خدا را 

 نمیشود نادیده گرفت...

 گاهی بعضی ها  و راهکارهایشان از الطاف خداوندند...


 +دعا...

 دعاااا...

 دعااااااااا...

منبع : خودنویسی ها |یک + یک (3)
برچسب ها :

بازگشت

:: بازگشت
پنجره را باز می کنم...

 زل می زنم به خودنویسی ها...

 کودکِ بی پناهِ من،
 
 چه غباری نشسته بر سر و رویت...

 چقدر دل تنگت شده ام...

 چقدر دل تنگ نوشتنم...

 آمده ام تا دوباره در آغوش بکشمت؛ دل بندم...

 برایم،

 با همان حالِ معصومانه ی کودکی ات،

 دعا کن....


                                                                                                        بسم الله الرحمن الرحیم





منبع : خودنویسی ها |بازگشت
برچسب ها :

از هر چه که دم زدیم، آن ها دیدند...

:: از هر چه که دم زدیم، آن ها دیدند...

از پنجره به بیرون نگاه می کنم
 گویا
 روی بال هواپیما نشسته ام
 چراغی چشمک می زند ...
 چراغ چشمک زنی
 که
 روزنه امید است
 در این ظلمت آسمان شب...
 با خودم فکر می کنم
 روی بال نشسته باشم
 و
 امیدم به چراغ چشمک زنی باشد
 که
 نشان پرواز است
 چه فایده ؟؟!!
 حال آن که در این سن،
 باید بال می داشتم
 و
 امیدم به نور اعمالی بود
 که
 راه را روشن می کرد...
 برای خویشتن خویشم
 برای جهان
 برای شیعه های آن سوی مرز ها....
 اگر امروز شهید بودم
 چراغ چشمک زن
 هواپیمای انقلاب بودم
 یک نسل سومی از جنس نور....

منبع : خودنویسی ها |از هر چه که دم زدیم، آن ها دیدند...
برچسب ها : چشمک , برای , چراغ چشمک

ایست!! هوشیار زندگی کنید...

:: ایست!! هوشیار زندگی کنید...

 "بیست و چهار اسفند هزار و سیصد و نود و چهار"

 و

 من 

 هنوز

 باورم نمی شود

 از نود و سه گذشته ام...

 هنوز 

 قبول نکرده ام 

 که

 یک سال از زندگی ام گذشت

 و

 من

 کجا بودم 

 و بیشتر 

 چه می کردم 

 که هنوز

 در اسفند نود و سه باقی مانده ام؟؟؟!!!! 

انگار 

 یک سال 

 نوار زندگی مرا نگه داشتند 

 و

 تازه از خواب برخواسته ام...

 خیلی عجیب تر اینکه 

 نه از دل شاد بودم

 نه از دل غمگین...

 خدایا دست های مرا بگیر

 و

 قلبمان را روی دامان خودت وصله کن...


 الهی 

 بیداااااااااااارمان کن

 یک نود و پنج روشن را برایمان رقم بزن...

منبع : خودنویسی ها |ایست!! هوشیار زندگی کنید...
برچسب ها : زندگی

اندکی تشکرجات با چاشنی خجالت

:: اندکی تشکرجات با چاشنی خجالت

 سلام

 لازم دیدم 

 از لطف بزرگوارانی که هنوز به اینجا سر می زنند تشکر کنم

 و

 عذرخواهی کنم که نمیرسم به سنگر هاتون بیام....

 وب ها رو می خونم ولی مجال نظر گذاشتن نیست...

 

 طبق رسم همیشگی خودنویسی ها

 هر کجا برم زیارت به نیابت زیارت ، نماز و یا اعمال رو بجا میارم...

 سحر ها، افطار ها، نیمه شب ها به یاد هم سنگرهام و دعا گوشون هستم....

 ان شاء الله برقرار باشید و چراغ سنگر هاتون روشن...


 ان شاء الله طبق رسم هر رمضان بیشتر به شیعیان مظلوم جهان اسلام پرداخته خواهد شد...

 پارسال از غزه گفتیم

 و

 وا اسفا که امسال یمن خونین شد...

 ان شاء الله سال بعد از شادی های نابودی مستکبران جهان خواهیم گفت به یاری مولامان...

 برای فرج

 برای امام  خامنه ای

 برای رزمندگان اسلام

 برای جوان های نا آگاهمان دعا کنید...


 ماه تون پر از شیرینی حب علی...

 التماس دعا

 یاعلی

منبع : خودنویسی ها |اندکی تشکرجات با چاشنی خجالت
برچسب ها :  برای ,الله ,سنگر هاتون

العجل یا منتقم مادر

:: العجل یا منتقم مادر

 سحرخیز مدینه

 مولای من

 دلم بدون تو؛ هیچ گاه رنگی نخواهد شد...

 بیا و آذین دل های غریب شیعیان مظلومت باش...

 العجل تو را به خون های بحرین...

 العجل تو را به کوچه های قطیف...

 العجل تو را به عراق...

 العجل تو را به دمشق...

 العجل تو را به اشک چشمان حبیبانت...


 مولا

 بیایید و مبارک کنید به قدومتان،

 این دل های ترک خورده از خشکی را....


 شب قدر من

 امشب با نوای کمیل سجده ی حضرت بابا از نجف کامل می شود...

 تو را به حضرت بابا مرا هم دریاب...


 السلام علیک یا مولا جان یا صاحب الزمان...


 +عیدتون مبارک

 +گلزار و امام زاده دعاگو بودم؛

 نصیبتون بهترین عیدی ها

 +التماس دعای زیاد

منبع : خودنویسی ها |العجل یا منتقم مادر
برچسب ها :  العجل ,حضرت بابا

این اشک های شوق زیارت حضرت باباست...

:: این اشک های شوق زیارت حضرت باباست...

 نگاه یعنی

 با قلبی شکسته،

 اتفاقی،

 بروی سراغ لب تاب 

 و

 اتفاقی تر

 بروی سراغ ایمیلت

 و

 با این ایمیل مواجه شوی:



 السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 یطیب لنا أن نبلغکم بالزیارة نیابة

 عن "...."

 فی حرم

 سیدنا و مولانا أمیر المؤمنین علی بن أبى طالب علیه أفضل الصلاة و  السلام.



 ممنونم خدای دانه های انار...

 ممنونم حضرت بابای من...

 ممنونم که هنوز هوای دخترک تان را دارید...

منبع : خودنویسی ها |این اشک های شوق زیارت حضرت باباست...
برچسب ها :  ممنونم , بروی سراغ

وصف الحال...

:: وصف الحال...

 شده ام

 تکرار این بندهایی که

 شور بر پا می کند در 

 هیئت:

 

 یه دیوونه

            که حالشو

                      خدا می دونه


 خسته شده

            از این زمونه

                      اشک میریزه 

                                  به هر بهونه  ...

منبع : خودنویسی ها |وصف الحال...
برچسب ها :

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



جدیدترین مطالب

جستجو ها